
پژوهش پیش رو با هدف بررسی شیوه های آموزش و تقویت هوش ریاضی دانش آموزان دیرآموزمان صورت گرفت کودکان دیر آموز گروهی از کودکان هستند کودک دیرآموز کسی است که توانایی یادگیری مهارت های تحصیلی ضروری را دارد ولی میزان و عمق یادگیری وی نسبت به متوسط همسالانشان کمتراست. یکی از مشکلات بزرگی که معلّمان با آن مواجه هستند، نحوه ی تعامل با دانش آموزان دیرآموز است.
در این پژوهش با شناسایی دو نفر از دانش آموزان به عنوان دانش آموز دیرآموز، تلاش نمودیم تا ضمن شناسایی عوامل موثر بر رفتارهای مثبت یادگیری در این دانش آموزان، بتوانیم با تغییر روش تدریس و بهره گیری از بستر شاد همچنین با تعامل سازنده با اولیای ایشان گامی در جهت تقویت هوش ریاضی ایشان برداریم.
در پایان به این نتیجه رسیدیم که با بهره گیری از تدریس و استفاده بازی های شناختی - رفتاری و همچنین آموزش اولیای این دانش آموز می توان گامهای مثبتی را در جهت تقویت هوش ریاضی دانش آموزان دیرآموز برداشت.


مقاله پیش رو با هدف بررسی کاربرد های تربیتی نظریه یادگیری اجتماعی بندورا در آموزش کودکان تببین شده است. در نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا گفته می شود که یادگیری افراد از طریق مشاهده، تقلید و مدل سازی رخ میدهد. بنا بر مشاهده و تقلید، به طور ناخودآگاه در بسیاری از افراد یادگیری به صورت مثبت و منفی انجام میگیرد و پیامدهای ثمربخش، یا زیانبار خود را به دنبال خواهد داشت.
برای تبیین این نظریه به شرح این مفاهیم میپردازیم.یادگیری از طریق سرمشقگیری عبارت است از اضافه کردن به رفتار مشاهده شده و کسر کردن از آن و تعمیم دادن یک رفتار مشاهده شده به موقعیت دیگر. سرمشق گیری از مطابقت دادن اعمال فرد با دیگران فراتر است و بازنمایی نمادین اطلاعات و ذخیره کردن آن برای استفاده در آینده را شامل میشود. نظریه یادگیری اجتماعی بندورا بر انتظارات افراد از رویدادها و باورهایی که درمورد خود دارند، تأکید دارد.
آن چه که باید تأکید شود ویژه بودن موقعیت فرد در ایجاد انتظارات و باورها در اوست ؛ یعنی اگرچه افراد ممکن است باورها و انتظاراتی کلی داشته باشند، مانند کنترل درونی و انتظارات تعمیم یافته ای که راتر مطرح می کند، آن چه که مهم تر است، انتظارات و باورهایی است که در موقعیت های ویژه یا گروهی از موقعیت ها شکل می گیرد.